أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
مقدمهء مترجم 16
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
بوده است عجالة نمىدانم . ولى گمان مىكنم كه تأليف كتاب جيهانى مدتى يعنى اقلا بيست سى سال بعد از تاريخ 290 بوده است پس چگونه ابن الفقيه توانسته است كتاب او را سلخ نمايد . پس لا بد دخويه در تاريخ تأليف كتاب ابن الفقيه بايد سهو فاحشى كرده باشد . و بايد تاريخ تأليف او مدتى مديد متأخر از سنهء 290 باشد » « 1 » . ديگر اينكه مقصود از « سلخ » چيست ؟ آيا در مقايسهء كتاب ابن فقيه با كتاب جيهانى ، نسبت تأليف محفوظ مىماند يا نه ؟ زيرا دانشمندان تأليف را هفت قسم كردهاند « 2 » . نيز گفتهاند اگر مؤلفى در فنى كتاب مىنويسد كه پيش از او نيز نوشتهاند ، بايد كتابش از پنج فايدت خالى نباشد . 1 - به دست دادن مطالب مشكل ، 2 - گرد آورى مسائل پراكنده ، 3 - شرح مباحث پيچيده ، 4 - تنظيم و ترتيب دادن نيكو و زيبا به مسائل . 5 - دور افكندن زوايد و سخنهاى دور و دراز . « 3 » نيز محمد بن موسى خوارزمى صاحب « كتاب الجبر و المقابله » گويد : « مؤلفان سه دستهاند : 1 - آنان كه مطلبى را كه پيش از ايشان معلوم نبوده است بيرون مىآورند و به دست آيندگان مىسپارند . 2 - آنان كه مسائل مغلقى را كه پيشينيان به جا هشتهاند شرح مىكنند و روشن مىسازند و در دسترس قرار مىدهند . 3 - آنان كه در برخى از كتابها نواقص و رخنهها مىيابند ، بدين گونه آن نواقص را تكميل مىكنند و آن رخنه را مىبندند و . . . » « 4 » اكنون بايد ديد كه آيا نسبت تأليف ابن فقيه ، با تاليف جيهانى چيست ، و آيا هيچ يك از اين شروط و شرايط را دارد يا نه ؟ البته معلوم است كه اين بحث بدون بدست آوردن مسالك
--> يادداشتهاى قزوينى ، ج 2 ، ص 202 - 209 ( 1 ) - يادداشتها ، ج 6 ، ص 121 - 122 ( 2 ) - هنجار گفتار ، مقدمه . ( 3 ) - هنجار گفتار ، ص 1 و 2 ( 4 ) - الجبر و المقابله ، ص 15